
خیلی ناراحتم :(( سر شام بابا داشت حرف میزدxa0 اومدم اسم پسر عمومو بگمxa0 گفتم مجتبی :/ حالا مجتبی کیهxa0 ۸نسل اونور ۸نسل اینور ما اصن همچین اسمی تو خاندان نداریمxa0 قشنگ تو افق موندم :((...
ادامه مطلب
دلم میخواد باهاش حرف بزنمxa0 فارغ از اتفاقای دیشب در مورد چیزای معمولی ٬ اصن هر چی فقط با هاش حرف بزنمxa0 دلم گرفتهxa0 میخوام واسم حرف بزنهxa0 از ظهر تا حالا میخوام برم براش کامنت بذارمxa0 ولی خجالت میکشم بعضی وقتا دلم میخواد بهش زنگ بزنم ولی خجالت میکشمxa0 دلم میخواد بهش اس بدم بازم خجالت میکشمxa0 از ادما میترسم نمی خوام کسی مثه اون شه برام تقریبا از همه فاصله میگیرم دیگه مثه قبل بیخیال به ادما نزدیک نمیشم همینجوری xa0بیخیال بودیم که الان اینقدر برای هم مهم شدیم نمیخوام با کس دیگه ایی مثه اون ب...
ادامه مطلب