
من بعضی چیزا رو نمی فهمم امروز اینو فهمیدم فهمیدم که معنی بعضی جملات و نمیفهمم فهمیدم که زمان باید بگذره تا معنی جملات واضحی که جلوی چشممه بفهمماینو وقتی فهمیدم که بعد چند ساعت کلنجار رفتن با جزوه ام چیزایی رو دستگیرم شد که دیدم تو جزوه ترم قبل به وضوح نوشته شده فهمیدم که بعضی چیزا رو باید بارها بار ها بفهمم تا از دلشون چیزای جدید تری بفهمم چیزایی که الان منی که اینجا نشسته باورش نمیشه که فهمیده و مطمئنه تو دل همون فهمش کل چیز دیگه است که نفهمیده و باید باز تلاش کنه تا بفهمه من شرایطی که الان توشمو نمیفهمم اینکه چرا باید برم نمیفهمم اینکه همه چی خوبه مشکلی نیست ولی چرا طوفانه هم نمیفهمم ولی یه جورابی حدس میزنم که دارم درست پیش میرم چون امروز فهمیدم با میزان فهمی که من از درس ترم پیش داشتم ح...
ادامه مطلب
- چرا خاطراتو مرور میکنی ؟ + چون یادم میره که زده زیر قولش٬ بعد دلم میخواد که دلتنگ شه بعد من مرور میکنم که یادم بیاد - پس لطفا فقط همون تیکه ها رو یاداوری کن ٬ قسمت خاطرات خوب نرو + باشه :( ------------------------------------------------ میخواد برا تولدم کادو بخره بهش گفتم تولدم کی هست ؟ یادش بود :)) حالا یا دستبند میخره یا ساعت باید اینو نشونش بدم ؛ پر رو هم نیستم :)) http://s7.picofile.com/file/8256530850/106.jpg -------------------------------------------------- چند مدت پیش وقتی یمی به دلیل ناتوانی خودش دست خطمو برد زیر سوال به جا اینکه بگه نه خیلی خطش خوبه ؛ طرف اونو گرفت بعد طرف ول کرده بود این گیر داده بود که بد مینویسی (خطم خوبه واقعا ) بعد اون ماجرا بهم گفت دوستم داره منم گفتم دروغ...
ادامه مطلب
نگرانشم. :( اگه از اونجا بیرونش کنن اگه بخواد بره سر برجک شیفت بده خیلی اذیت میشه اخه یکی نیس بگه نونت کم بود چی بود که با فرمانده ات دهن به دهن میذاری بهم گفت حالش گرفته است یه چیزی بگم با هر سختی که بود رفتم جوابشو دادم فک کنم این دفعه اس ام اسم دستش رسید ولی کاش نمی رسید اخه خوب توش حرف نزده بودم فک کنم ناراحت شد واس همین جواب نداد :(( گفت یه چیزایی رو نمیگه چون باعث میشه نا امید بشم ازش :( چرا کاری نمیکنه که بهش افتخار کنم ؟ چرا کاری نمیکنه خوشحال شم لبخند بزنم چرا ؟ :((((( + الان رفتم اون وب دیدم غروب اومده کامنت گذاشته دروغ چرا کامنتشو دیدم حس ارامش کر...
ادامه مطلب
+ امروز روز خوبی نبود + چرا بقیه به من حسادت میکنن حتی اونایی که نباید :( میخوام ولش کنم :( چرا باید ولش کنم ؟ به هزار و یک دلیل ولی هیچ کدوم از اون هزار تا قد اون یه دونه اهمیت نداشت :( اصلا همون یه دونه اون هزار تای دیگه رو بهم نشون داد ....
ادامه مطلب
من می ترسم که دلم بیشتر از یه بار بخواد که ببینتش هر روز و هر روز دل من پر و تر از اونیه که حتی نصورشو میکردم خیلی پر رو خدایی :/...
ادامه مطلب
دلم میخواد باهاش حرف بزنم فارغ از اتفاقای دیشب در مورد چیزای معمولی ٬ اصن هر چی فقط با هاش حرف بزنم دلم گرفته میخوام واسم حرف بزنه از ظهر تا حالا میخوام برم براش کامنت بذارم ولی خجالت میکشم بعضی وقتا دلم میخواد بهش زنگ بزنم ولی خجالت میکشم دلم میخواد بهش اس بدم بازم خجالت میکشم از ادما میترسم نمی خوام کسی مثه اون شه برام تقریبا از همه فاصله میگیرم دیگه مثه قبل بیخیال به ادما نزدیک نمیشم همینجوری بیخیال بودیم که الان اینقدر برای هم مهم شدیم نمیخوام با کس دیگه ایی مثه اون باشم ....
ادامه مطلب
دل من تنگ کسی ست که دلش از سنگ استدل من سنگی شو. . چون دل سنگش شودل من عاقل شو. پر پرواز بگشا . نفسی تازه بکش. اسمان مال تو است. 21/2/95...
ادامه مطلب
حتی بااینکه میدونم یه زمانی خیلی عزیز بودن دلم می خواد تصور کنم که نیستش دلم میخواد برگردم به گذشته به روزایی که هیچ کدومشون نبودن ولی یه جورایی معتاد شدم به اینجا ... به نوشتن ... به محبتای دل بخواهی مجازیا من هیچ وقت معتاد نمیشم اگه از این یه دونه دل بکنم واس همیشه حله...
ادامه مطلب