
با یه دختری اشنا شدم که دوس پسرش سربازیه یعنی به وب دونفریه پسره در روز کلی پست میده ؛ خسته میشه ؛ ولی یادش نمیره به دختره زنگ بزنه هر روز باهاش تماس میگیره کلی میحرفه اینم میاد تعریف میکنه تو تعریفاش اینجور که حالیم شد انگار پسره همین که با این محرفه همه دلخوشیشه و باعث خوشحالیشه به جای سالگرد ؛ ماهگرد دارن یعنی هر ماه که یه ماه به اشنایشون اضافه میشه جشن میگیرن دیروزم جشن ۲۳ ماهگیشون بود پسر واس یه روز مرخصی گرفت اومد جشن بگیره امروز صبحم رفن کلا اینجور که باز من حالیم شد پسره همش یادشه دختره یادش نیس اصن پسره شور و ذوقش بیشتره دختره مردد دختره عشق اول پسره است ولی پسره .. دختره انگار یکم بی وفاتر تو این دو روزی که من میرم وبش یه بار بی وفایی کرد البت نمی دونم بی وفایی درسته یا نه از نظر م...
ادامه مطلب
امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیم همه حسابی های کلاس بودن و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بود یعنی اینقدر همه شون چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خدایی خیلی حیگر بود حتی تصویرش میاد تو خیالم این شکلی :) میشم داشتم فکر میکردم اگه یه روز زندگی مرفهی نداشته باشم چه جوری میشه تو این جمع موند و سرتو بالا بگیری خیلی سخت میشه ترجیح میدم حضور پیدا نکنم اصلا تا اینکه خیلی متفاوت از اونا حضور پیدا کنم :( + ام...
ادامه مطلب
سردمه ٬ پتو رو انداختم دورم فنجون نسکافمو گرفتم دستم با یه قیافه کجو کوله خیلی سردمه لعنتی چرا اوضاع مثل قبل نمیشه چرا زندگیم افتاده تو یه ریتم جدی این اهنگ لعنتیه بیکلام چیه ؟ یاد همه بدبختیای اتفاق نیافتاده ام می افتم وقتی وقت میکنم که دیگه دیر ٬ وقتم تموم شد باید رفت ایستادن از ادم منجلاب میسازه ...
ادامه مطلب