( بمب خنده سابق)

متن مرتبط با «)» در سایت ( بمب خنده سابق) نوشته شده است

:)

  • نیلوبلاگ

    ما واس چی غصه میخوریم ملت واس چی :/ + دنیای عجیبیه میشه ساعت هابهش خندید :)))...

    ادامه مطلب
  • این سربازایی که لباس چمنی گل گلی میپوشن مال کدوم ارگانن ؟(نمی تونم دقیق لباسو تشریح کنم :))

  • نیلوبلاگ

    با یه دختری اشنا شدم که دوس پسرش سربازیهxa0 یعنی به وب دونفریه پسره در روز کلی پست میده ؛ خسته میشه ؛ ولی یادش نمیره به دختره زنگ بزنه هر روز باهاش تماس میگیره کلی میحرفه اینم میاد تعریف میکنه تو تعریفاش اینجور که حالیم شد انگار پسره همین که با این محرفه همه دلخوشیشه xa0و باعث خوشحالیشه به جای سالگرد ؛ ماهگرد دارن یعنی هر ماه که یه ماه به اشنایشون اضافه میشه جشن میگیرن دیروزم جشن ۲۳ ماهگیشون بود پسر واس یه روز مرخصی گرفت اومد جشن بگیره امروز صبحم رفن کلا اینجور که باز من حالیم شد پسره همش یادشه ...

    ادامه مطلب
  • میشه که بشه ؟ :)

  • نیلوبلاگ

    امروز روز خوبی بودxa0 مثه همه ی روزای خوبم تو چندین ماه قبل :)...

    ادامه مطلب
  • تموم شد :)

  • نیلوبلاگ

    امروز گواهی نامه مو گرفتم بالاخره خدا رو شکر که تموم شد :) +امروز یه پسره اومده بود امتحان بده ولی خودش با ماشینشxa0 اومده بود . به من نیگاه میکرد لبخند میزد :/ امتحانشو زودتر از ما داد سوار ماشینش شد و رفت من که امتحانمو دادم xa0خوش و خرم اومدم برم سمت اموزشگاه دیدم با دوستش جلوم پارک کرده میخواد ببرتم اموزشگاه :| البت ما با پای پیاده کز کردیم رفتیم اموزشگاه ولی سوال من این است xa0؛ چرا ؟ :|...

    ادامه مطلب
  • دارم سعی میکنم اینجا از چیزای خوب بنویسم :)

  • نیلوبلاگ

    امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیمxa0 همه حسابی های کلاس بودن xa0و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بودxa0 یعنی اینقدر همه شون xa0چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خدایی خیلی حیگر بود حتی تصویرش میاد تو خیالم این شکلی :) میشمxa0 داشتم فکر میکردم اگه یه روز زندگی مرفهی نداشته باشم xa0چه جوری میشه تو این جمع موند و سرتو بالا بگیریxa0 خیلی سخت میشه ترجیح...

    ادامه مطلب
  • همه چیز درست میشه ؛ من مطمئنم :)

  • نیلوبلاگ

    هفته ی پیش این موقع پیشم بودxa0 ولی حالا نیستxa0 دلتنگی حالت عجیبیهxa0 دارم به درد انگشت پام وقتی خورد به بخاری فکر میکنم که چقد اولش درد داشت چقد بالا پایین پریدم ولی در کمتر از پنج دیقه حل شدxa0 یا انگشتم که چند دیقه پیش موقع پوست کندن میوه بریدم یه سوزشی داشت ولی بعدش فقط خون بود و از درد خبری نبودxa0 این دردا رو میشه یه جوری باهاشون کنار اومد شاید چون زود خوب میشن شاید چون فیزیکینxa0 ولی دلتنگی یه جایی تو قلبتو اذیت میکنه یه چیز روحیهxa0 نمیشه به زور خودتو مجبور کنی که دلتنگ نباشی یا به زور ...

    ادامه مطلب
  • هوررااااا :)))

  • نیلوبلاگ

    هورا رادمینا رو پیدا کردمممxa0...

    ادامه مطلب
  • در اصل اینجام رادی :)

  • نیلوبلاگ

    http://bamaram1.blogfa.com...

    ادامه مطلب