
ما واس چی غصه میخوریم ملت واس چی :/ + دنیای عجیبیه میشه ساعت هابهش خندید :)))...
ادامه مطلب
با یه دختری اشنا شدم که دوس پسرش سربازیه یعنی به وب دونفریه پسره در روز کلی پست میده ؛ خسته میشه ؛ ولی یادش نمیره به دختره زنگ بزنه هر روز باهاش تماس میگیره کلی میحرفه اینم میاد تعریف میکنه تو تعریفاش اینجور که حالیم شد انگار پسره همین که با این محرفه همه دلخوشیشه و باعث خوشحالیشه به جای سالگرد ؛ ماهگرد دارن یعنی هر ماه که یه ماه به اشنایشون اضافه میشه جشن میگیرن دیروزم جشن ۲۳ ماهگیشون بود پسر واس یه روز مرخصی گرفت اومد جشن بگیره امروز صبحم رفن کلا اینجور که باز من حالیم شد پسره همش یادشه دختره یادش نیس اصن پسره شور و ذوقش بیشتره دختره مردد دختره عشق اول پسره است ولی پسره .. دختره انگار یکم بی وفاتر تو این دو روزی که من میرم وبش یه بار بی وفایی کرد البت نمی دونم بی وفایی درسته یا نه از نظر م...
ادامه مطلب
امروز روز خوبی بود مثه همه ی روزای خوبم تو چندین ماه قبل :)...
ادامه مطلب
امروز گواهی نامه مو گرفتم بالاخره خدا رو شکر که تموم شد :) +امروز یه پسره اومده بود امتحان بده ولی خودش با ماشینش اومده بود . به من نیگاه میکرد لبخند میزد :/ امتحانشو زودتر از ما داد سوار ماشینش شد و رفت من که امتحانمو دادم خوش و خرم اومدم برم سمت اموزشگاه دیدم با دوستش جلوم پارک کرده میخواد ببرتم اموزشگاه :| البت ما با پای پیاده کز کردیم رفتیم اموزشگاه ولی سوال من این است ؛ چرا ؟ :|...
ادامه مطلب
امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیم همه حسابی های کلاس بودن و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بود یعنی اینقدر همه شون چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خدایی خیلی حیگر بود حتی تصویرش میاد تو خیالم این شکلی :) میشم داشتم فکر میکردم اگه یه روز زندگی مرفهی نداشته باشم چه جوری میشه تو این جمع موند و سرتو بالا بگیری خیلی سخت میشه ترجیح میدم حضور پیدا نکنم اصلا تا اینکه خیلی متفاوت از اونا حضور پیدا کنم :( + ام...
ادامه مطلب
هفته ی پیش این موقع پیشم بود ولی حالا نیست دلتنگی حالت عجیبیه دارم به درد انگشت پام وقتی خورد به بخاری فکر میکنم که چقد اولش درد داشت چقد بالا پایین پریدم ولی در کمتر از پنج دیقه حل شد یا انگشتم که چند دیقه پیش موقع پوست کندن میوه بریدم یه سوزشی داشت ولی بعدش فقط خون بود و از درد خبری نبود این دردا رو میشه یه جوری باهاشون کنار اومد شاید چون زود خوب میشن شاید چون فیزیکین ولی دلتنگی یه جایی تو قلبتو اذیت میکنه یه چیز روحیه نمیشه به زور خودتو مجبور کنی که دلتنگ نباشی یا به زور بخوای فراموشش کنی که دلتنگ نباشی اگه بخوام قشنگ دلتنگی رو توصیف کنم دلتن...
ادامه مطلب
هورا رادمینا رو پیدا کردممم...
ادامه مطلب
http://bamaram1.blogfa.com...
ادامه مطلب