( بمب خنده سابق)

متن مرتبط با «تموم شد همه چی» در سایت ( بمب خنده سابق) نوشته شده است

امروز چیزای جدیدی فهمیدم

  • نیلوبلاگ

    من بعضی چیزا رو نمی فهمم امروز اینو فهمیدم فهمیدم که معنی بعضی جملات و نمیفهمم فهمیدم که زمان باید بگذره تا معنی جملات واضحی که جلوی چشممه بفهمماینو وقتی فهمیدم که بعد چند ساعت کلنجار رفتن با جزوه ام چیزایی رو دستگیرم شد که دیدم تو جزوه ترم قبل به وضوح نوشته شده فهمیدم که بعضی چیزا رو باید بارها بار ها بفهمم تا از دلشون چیزای جدید تری بفهمم چیزایی که الان منی که اینجا نشسته باورش نمیشه که فهمیده و مطمئنه تو دل همون فهمش کل چیز دیگه است که نفهمیده و باید باز تلاش کنه تا بفهمه من شرایطی که الان توشمو نمیفهمم اینکه چرا باید برم نمیفهمم اینکه همه چی خوبه مشکلی نیست ولی چرا طوفانه هم نمیفهمم ولی یه جورابی حدس میزنم که دارم درست پیش میرم چون امروز فهمیدم با میزان فهمی که من از درس ترم پیش داشتم ح...

    ادامه مطلب
  • همه چی مثه قبلناست جز یه چیز

  • نیلوبلاگ

    چند دیقه پیش از حموم اومدم دیدم مامان با سشوار نشسته موهامو درست کنه که یه وقت سرما نحورم اخر همچین روز گندی همچین اتفاقی مثه معجزه است + من دختر لوسیم بابا همیشه میگفت من دختر لوسو ملوس دوس ندارم ولی منو دوس داره ++ وسط یه زندگی به این خوبی من چرا باید حالو روزم این باشه چرا باید گریه کنم؟ چرا ؟!؟ همش تقصیر یه نفر...

    ادامه مطلب
  • تموم شد :)

  • نیلوبلاگ

    امروز گواهی نامه مو گرفتم بالاخره خدا رو شکر که تموم شد :) +امروز یه پسره اومده بود امتحان بده ولی خودش با ماشینش اومده بود . به من نیگاه میکرد لبخند میزد :/ امتحانشو زودتر از ما داد سوار ماشینش شد و رفت من که امتحانمو دادم خوش و خرم اومدم برم سمت اموزشگاه دیدم با دوستش جلوم پارک کرده میخواد ببرتم اموزشگاه :| البت ما با پای پیاده کز کردیم رفتیم اموزشگاه ولی سوال من این است ؛ چرا ؟ :|...

    ادامه مطلب
  • دارم سعی میکنم اینجا از چیزای خوب بنویسم :)

  • نیلوبلاگ

    امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیم همه حسابی های کلاس بودن و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بود یعنی اینقدر همه شون چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خدایی خیلی حیگر بود حتی تصویرش میاد تو خیالم این شکلی :) میشم داشتم فکر میکردم اگه یه روز زندگی مرفهی نداشته باشم چه جوری میشه تو این جمع موند و سرتو بالا بگیری خیلی سخت میشه ترجیح میدم حضور پیدا نکنم اصلا تا اینکه خیلی متفاوت از اونا حضور پیدا کنم :( + ام...

    ادامه مطلب
  • همه چیز درست میشه ؛ من مطمئنم :)

  • نیلوبلاگ

    هفته ی پیش این موقع پیشم بود ولی حالا نیست دلتنگی حالت عجیبیه دارم به درد انگشت پام وقتی خورد به بخاری فکر میکنم که چقد اولش درد داشت چقد بالا پایین پریدم ولی در کمتر از پنج دیقه حل شد یا انگشتم که چند دیقه پیش موقع پوست کندن میوه بریدم یه سوزشی داشت ولی بعدش فقط خون بود و از درد خبری نبود این دردا رو میشه یه جوری باهاشون کنار اومد شاید چون زود خوب میشن شاید چون فیزیکین ولی دلتنگی یه جایی تو قلبتو اذیت میکنه یه چیز روحیه نمیشه به زور خودتو مجبور کنی که دلتنگ نباشی یا به زور بخوای فراموشش کنی که دلتنگ نباشی اگه بخوام قشنگ دلتنگی رو توصیف کنم دلتن...

    ادامه مطلب
  • چیزی باید بگم

  • نیلوبلاگ

    - چیزی میخوای بگی ؟ + اره - بگو + - هانیه + ها - بگو دیگه + نمی دونم چی می خوام بگم فقط می دونم میخوام یه چیز بگم - حالت خوبه ؟ + اره... فک کنم - نگرانتم ... خیلی + منم نگرانمم...

    ادامه مطلب
  • ماه های سال عوض شدن

  • نیلوبلاگ

    قبلا فروردین دوس نداشتم ولی الان دوس دارم چون اصن با هم قهر نکردیم قبلا اردیبهشت دوس داشتم ولی الان ازش بدم میاد ٬ هیچ وقت واسه هم وقت نداشتیم تازه توش باهام خداحافظی کردی حالا نمیشد وسط ماه به این خشگلی خداحافظی نکنی:( به خرداد حسی نداشتم ولی الان ازش بدم میاد چون تهش خداحافظی میکنی شروع تابستون دوس داشتم چون تعطیلات بود و قرار بود کلی خوش بگذره ٬ ولی الان متنفرم چون نیستی اره ... اینطوریا : ( ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تموم شد | تموم شدن امتحانات | تموم شدن رابطه | تموم شدم | تموم شد رفت | تموم شدن امتحانا | تموم شد بنیامین | تموم شد ترانه | تموم شد همه چی | تموم شد ترانه به پایان رسیدم