همه چیز درست میشه ؛ من مطمئنم :)
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 3:55
هفته ی پیش این موقع پیشم بود ولی حالا نیست دلتنگی حالت عجیبیه دارم به درد انگشت پام وقتی خورد به بخاری فکر میکنم که چقد اولش درد داشت چقد بالا پایین پریدم ولی در کمتر از پنج دیقه حل شد یا انگشتم که چند دیقه پیش موقع پوست کندن میوه بریدم یه سوزشی داشت ولی بعدش فقط خون بود و از درد خبری نبود این دردا ...
خیلی ناراحتم :(
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:12
خیلی ناراحتم :(( سر شام بابا داشت حرف میزد اومدم اسم پسر عمومو بگم گفتم مجتبی :/ حالا مجتبی کیه ۸نسل اونور ۸نسل اینور ما اصن همچین اسمی تو خاندان نداریم قشنگ تو افق موندم :((
چیزی باید بگم
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 10:45
- چیزی میخوای بگی ؟ + اره - بگو + - هانیه + ها - بگو دیگه + نمی دونم چی می خوام بگم فقط می دونم میخوام یه چیز بگم - حالت خوبه ؟ + اره... فک کنم - نگرانتم ... خیلی + منم نگرانمم
سوال سخت
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 10:44
تو میخوای باز هم مثل سابق با هم حرف بزنیم؟... یعنی پشیمون نمیشیم؟... یعنی امروز با هم خداحافظی نکنیم؟ + من به این سوال چی جواب بدم ؟ - نمی دونم + کمکم کن - اووم ... صادقانه جواب بده + خوب صادقانه که نمی تونم برم اونجا بنویسم مسخره است - مطمئنی ؟ +فک کنم :( -حالا این صادقانه رو بگو ببینم چیه + اره . ...
هعی :(
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 10:44
+ دارم با خودم کلنجار میرم -خوب .نتیجه ؟ + میگم شاید چون اولین ادمیه که اینقدر بهش نزدیک شدم شاید اولین و تنها کسیه که میشناسمش اینقدر دل کندن ازش برام سخته شاید بقیه هم مثه اون باشن شاید اگه شروع کنیم به فراموش کردن همدیگه واسه جفت مون همه چی راحت تر شه -خوب؟ +امروز گفت یه چیز و حذف میکنه تا از دلت...
دل من خیلی پر رو یا خودم خیلی کم رو ؟
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 14:48
دلم میخواد باهاش حرف بزنم فارغ از اتفاقای دیشب در مورد چیزای معمولی ٬ اصن هر چی فقط با هاش حرف بزنم دلم گرفته میخوام واسم حرف بزنه از ظهر تا حالا میخوام برم براش کامنت بذارم ولی خجالت میکشم بعضی وقتا دلم میخواد بهش زنگ بزنم ولی خجالت میکشم دلم میخواد بهش اس بدم بازم خجالت میکشم از ادما میترسم نمی خو...
واقعا برچه اساسی و چرا ؟ :/
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 14:48
من هنوز متوجه نشدم که بر چه اساسی بعضی پستا رو ثبت موقت میذارم بمونن بعضیا رو ثبت میکنم
:(
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 14:48
+باید حرف بزنم -راجع به چی ؟ +خیلی چیزا واقعا خیلی٬ اینقدر زیاد و گنده که نمی تونم بگم مغزم داره منفجر میشه - به اون مربوطه ؟ + مثلا اگه بگیم پنج تا چیزه ۴ تاش مال اونه - فقط پنج تا چیزه +الان مهمه که دقیقا چند تاست ؟ بخیال بابا ولمون کن :( -:(
من حالم خوب نیست
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 22:46
وقتی یکی کنارتونه چرا باید با خیالش وقت گذروند شاید خیالش موجود بهتریه
وقت ندارم حتی برای خودم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:58
سردمه ٬ پتو رو انداختم دورم فنجون نسکافمو گرفتم دستم با یه قیافه کجو کوله خیلی سردمه لعنتی چرا اوضاع مثل قبل نمیشه چرا زندگیم افتاده تو یه ریتم جدی این اهنگ لعنتیه بیکلام چیه ؟ یاد همه بدبختیای اتفاق نیافتاده ام می افتم وقتی وقت میکنم که دیگه دیر ٬ وقتم تموم شد باید رفت ایستادن از ادم منجلاب میسازه
دل من...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:58
دل من تنگ کسی ست که دلش از سنگ استدل من سنگی شو. . چون دل سنگش شودل من عاقل شو. پر پرواز بگشا . نفسی تازه بکش. اسمان مال تو است. 21/2/95
ماه های سال عوض شدن
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:58
قبلا فروردین دوس نداشتم ولی الان دوس دارم چون اصن با هم قهر نکردیم قبلا اردیبهشت دوس داشتم ولی الان ازش بدم میاد ٬ هیچ وقت واسه هم وقت نداشتیم تازه توش باهام خداحافظی کردی حالا نمیشد وسط ماه به این خشگلی خداحافظی نکنی:( به خرداد حسی نداشتم ولی الان ازش بدم میاد چون تهش خداحافظی میکنی شروع تابستون دو...
هوررااااا :)))
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:57
هورا رادمینا رو پیدا کردممم
در اصل اینجام رادی :)
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:57
http://bamaram1.blogfa.com
دلم نمیخواد بعضیا رو ببخشم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:57
حتی بااینکه میدونم یه زمانی خیلی عزیز بودن دلم می خواد تصور کنم که نیستش دلم میخواد برگردم به گذشته به روزایی که هیچ کدومشون نبودن ولی یه جورایی معتاد شدم به اینجا ... به نوشتن ... به محبتای دل بخواهی مجازیا من هیچ وقت معتاد نمیشم اگه از این یه دونه دل بکنم واس همیشه حله
۱
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:57
با ادم ها فقط دوست شوید رفیق که شوند توقعشان می رود بالا وهمیشه باید با ترس از دست دادنشان روزگار سپری کنید که نکند تصمیم بگیرد برود و تنهایتان بگذارد که نکند تو بمانی و غم از دست دادن رفیق