هانیه :(
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 1:16
عالمو ادم نگران منن همه فهمیدن من به مرگیم هست حتی پری ( نامزد یا دوست دختر سامی که سربازیه) همون که فقط یه هفته رفتم پیشش و دیگه نرفتم واسم پست زده :(( ----------- نمی دونم این چندمین بار بود که مرد عنکبوتی رو تا اون دیقه دیدم و خاموش کردم :/ الانم باید کپمو بذارم ولی دارم اینجا می نویسم :/ شب بخیر...
امروز چیزای جدیدی فهمیدم
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 1:15
من بعضی چیزا رو نمی فهمم امروز اینو فهمیدم فهمیدم که معنی بعضی جملات و نمیفهمم فهمیدم که زمان باید بگذره تا معنی جملات واضحی که جلوی چشممه بفهمماینو وقتی فهمیدم که بعد چند ساعت کلنجار رفتن با جزوه ام چیزایی رو دستگیرم شد که دیدم تو جزوه ترم قبل به وضوح نوشته شده فهمیدم که بعضی چیزا رو باید بارها بار...
هانیه داره میحرفه وقت بگذره شاید جوابی بگیره
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:11
:) همینجوری . به قول یکی خندیدن که دلیل نمی خواد گریه کردنه که دلیل میخواد . -------------- فردا مثه امروز سرده... بهتره کاپشنمو بیرون بیارم من خیلی عادت ندارم کاپشن بپوشم ولی اگه بپوشم حتما می پوشم چون از تو دست نگهداشتنش خوشم نمیاد سختمه یه جور میزون تو دستم بگیرم از چتر بازکردنم خوشم نمیاد ولی هم...
:/
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:11
جواب سلاممو نداد :/ خواستم بگم تلافی میکنم ولی دیگه وقت نیست :/ ولی اگه وقتم بود تلافی نمی کردم چون هم ادم خوبیم هم شاید یادش رفته :)
:)
-
تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 5:11
ما واس چی غصه میخوریم ملت واس چی :/ + دنیای عجیبیه میشه ساعت هابهش خندید :)))
همه چی مثه قبلناست جز یه چیز
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
چند دیقه پیش از حموم اومدم دیدم مامان با سشوار نشسته موهامو درست کنه که یه وقت سرما نحورم اخر همچین روز گندی همچین اتفاقی مثه معجزه است + من دختر لوسیم بابا همیشه میگفت من دختر لوسو ملوس دوس ندارم ولی منو دوس داره ++ وسط یه زندگی به این خوبی من چرا باید حالو روزم این باشه چرا باید گریه کنم؟ چرا ؟!؟ ...
اولش سخته ... کم کم بهتر میشم
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
دلم ... اوم ... نمی دونم
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
- چرا خاطراتو مرور میکنی ؟ + چون یادم میره که زده زیر قولش٬ بعد دلم میخواد که دلتنگ شه بعد من مرور میکنم که یادم بیاد - پس لطفا فقط همون تیکه ها رو یاداوری کن ٬ قسمت خاطرات خوب نرو + باشه :( ------------------------------------------------ میخواد برا تولدم کادو بخره بهش گفتم تولدم کی هست ؟ یادش بود ...
حالم خرابه
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
بهم گفت اصن هر چی تو بخوای ... بگو چی کارکنم بهش گفتم ولی باز کار خوشو کرد +++++++++++++++++++ دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را این امروز صبح بعد چندین سال یادم اومد شعرشو دوس داشتم:) ولی الان همینقدر یادمه :/ +++++++++++++++++++++++ وقتی منتظر بودم میاد یه کور سوی امیدی داشتم فک میکردم خوشحال شم وقت...
این سربازایی که لباس چمنی گل گلی میپوشن مال کدوم ارگانن ؟(نمی تونم دقیق لباسو تشریح کنم :))
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
با یه دختری اشنا شدم که دوس پسرش سربازیه یعنی به وب دونفریه پسره در روز کلی پست میده ؛ خسته میشه ؛ ولی یادش نمیره به دختره زنگ بزنه هر روز باهاش تماس میگیره کلی میحرفه اینم میاد تعریف میکنه تو تعریفاش اینجور که حالیم شد انگار پسره همین که با این محرفه همه دلخوشیشه و باعث خوشحالیشه به جای سالگرد ؛ ما...
باید جمعه موفق شم
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 19:48
الان باید خوب حواسمو جمع کنم اگه موفق شم مسیر زندگیم عوض میشه ولی از جمعه حواسم نیست حالو حوصله نیست میترسم زحماتم هدر بره
میشه که بشه ؟ :)
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 18:05
امروز روز خوبی بود مثه همه ی روزای خوبم تو چندین ماه قبل :)
تموم شد :)
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:01
امروز گواهی نامه مو گرفتم بالاخره خدا رو شکر که تموم شد :) +امروز یه پسره اومده بود امتحان بده ولی خودش با ماشینش اومده بود . به من نیگاه میکرد لبخند میزد :/ امتحانشو زودتر از ما داد سوار ماشینش شد و رفت من که امتحانمو دادم خوش و خرم اومدم برم سمت اموزشگاه دیدم با دوستش جلوم پارک کرده میخواد ببرتم ا...
دارم سعی میکنم اینجا از چیزای خوب بنویسم :)
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:01
امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیم همه حسابی های کلاس بودن و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بود یعنی اینقدر همه شون چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خ...
هعی دلم گرفته از امروز صبح :(
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:01
نگرانشم. :( اگه از اونجا بیرونش کنن اگه بخواد بره سر برجک شیفت بده خیلی اذیت میشه اخه یکی نیس بگه نونت کم بود چی بود که با فرمانده ات دهن به دهن میذاری بهم گفت حالش گرفته است یه چیزی بگم با هر سختی که بود رفتم جوابشو دادم فک کنم این دفعه اس ام اسم دستش رسید ولی کاش نمی رسید اخه خوب توش حرف نزده بودم...
منه ناراحته عصبی :/
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:01
حالم خوب نیست یه گندی خورده وسط زندگیم اصن میدونی چیه این چیزی که الان هستم همه ی اون چیزی نیست که میخواستم اعصابم خورده از دس خودم هیچ اتفاقی هم نیفتاده به جز اینکه من الان اینی هستم که هستم :|
روزام یه جوریین :(
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 5:00
+ امروز روز خوبی نبود + چرا بقیه به من حسادت میکنن حتی اونایی که نباید :( میخوام ولش کنم :( چرا باید ولش کنم ؟ به هزار و یک دلیل ولی هیچ کدوم از اون هزار تا قد اون یه دونه اهمیت نداشت :( اصلا همون یه دونه اون هزار تای دیگه رو بهم نشون داد .
دل پر رو :(
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 7:52
من می ترسم که دلم بیشتر از یه بار بخواد که ببینتش هر روز و هر روز دل من پر و تر از اونیه که حتی نصورشو میکردم خیلی پر رو خدایی :/
ای باد صبا سلام یاران برسان. شرح غم ما به غمگساران برسان
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:05
باید حرف بزنم بگم که از روزی که رفت حالم خوب نیست بگم که نتونستم هیچ پست شادی بنویسم . نتونستم با صدای بلند چند دیقه بخندم بگم که حتی نوشتن نه اینجا و نه هیچ جای دیگه ارومم نکرد روزی که نرگس گفت داره اشتباه میکنه لحظه ایی که فکر کردم تو خطر ٬ لحظه ایی که از شدت نگرانی که نکنه اسیب ببینه دستام شروع ک...
امیدوارم حال اون مثه من نباشه :(
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 3:57
خیلی دلتنگم خیلی بیتابم دلم تنگ شده خیلی دلتنگم دلم براش تنگ شده ... خیلی زیاد دلم میخواد یه خبری ازش بگیرم یه خبری بهم بده چرا حال من خوب نمیشه چرا نمیشه که فراموشش کنم دلم تنگه