( بمب خنده سابق)

متن مرتبط با «هعی چ فاز سنگینی» در سایت ( بمب خنده سابق) نوشته شده است

امروز چیزای جدیدی فهمیدم

  • نیلوبلاگ

    من بعضی چیزا رو نمی فهمم امروز اینو فهمیدم فهمیدم که معنی بعضی جملات و نمیفهمم فهمیدم که زمان باید بگذره تا معنی جملات واضحی که جلوی چشممه بفهمماینو وقتی فهمیدم که بعد چند ساعت کلنجار رفتن با جزوه ام چیزایی رو دستگیرم شد که دیدم تو جزوه ترم قبل به وضوح نوشته شده فهمیدم که بعضی چیزا رو باید بارها بار ها بفهمم تا از دلشون چیزای جدید تری بفهمم چیزایی که الان منی که اینجا نشسته باورش نمیشه که فهمیده و مطمئنه تو دل همون فهمش کل چیز دیگه است که نفهمیده و باید باز تلاش کنه تا بفهمه من شرایطی که الان توشمو نمیفهمم اینکه چرا باید برم نمیفهمم اینکه همه چی خوبه مشکلی نیست ولی چرا طوفانه هم نمیفهمم ولی یه جورابی حدس میزنم که دارم درست پیش میرم چون امروز فهمیدم با میزان فهمی که من از درس ترم پیش داشتم ح...

    ادامه مطلب
  • همه چی مثه قبلناست جز یه چیز

  • نیلوبلاگ

    چند دیقه پیش از حموم اومدم دیدم مامان با سشوار نشسته موهامو درست کنه که یه وقت سرما نحورم اخر همچین روز گندی همچین اتفاقی مثه معجزه است + من دختر لوسیم بابا همیشه میگفت من دختر لوسو ملوس دوس ندارم ولی منو دوس داره ++ وسط یه زندگی به این خوبی من چرا باید حالو روزم این باشه چرا باید گریه کنم؟ چرا ؟!؟ همش تقصیر یه نفر...

    ادامه مطلب
  • این سربازایی که لباس چمنی گل گلی میپوشن مال کدوم ارگانن ؟(نمی تونم دقیق لباسو تشریح کنم :))

  • نیلوبلاگ

    با یه دختری اشنا شدم که دوس پسرش سربازیه یعنی به وب دونفریه پسره در روز کلی پست میده ؛ خسته میشه ؛ ولی یادش نمیره به دختره زنگ بزنه هر روز باهاش تماس میگیره کلی میحرفه اینم میاد تعریف میکنه تو تعریفاش اینجور که حالیم شد انگار پسره همین که با این محرفه همه دلخوشیشه و باعث خوشحالیشه به جای سالگرد ؛ ماهگرد دارن یعنی هر ماه که یه ماه به اشنایشون اضافه میشه جشن میگیرن دیروزم جشن ۲۳ ماهگیشون بود پسر واس یه روز مرخصی گرفت اومد جشن بگیره امروز صبحم رفن کلا اینجور که باز من حالیم شد پسره همش یادشه دختره یادش نیس اصن پسره شور و ذوقش بیشتره دختره مردد دختره عشق اول پسره است ولی پسره .. دختره انگار یکم بی وفاتر تو این دو روزی که من میرم وبش یه بار بی وفایی کرد البت نمی دونم بی وفایی درسته یا نه از نظر م...

    ادامه مطلب
  • دارم سعی میکنم اینجا از چیزای خوب بنویسم :)

  • نیلوبلاگ

    امروز که همه خونواده خونه خاله جمع شده بودن فهمیدم ما از خانواده های باکلاس مرفه محسوب میشیم همه حسابی های کلاس بودن و یکم فیس و افاده هم در جمع جاری بود یعنی اینقدر همه شون چیزای خوشگل موشگل پوشیده بودن که من با وجود اینکه هیچ علاقه ایی به طلا ندارم عاشق انگشتر یلدا شده بودم به شدت دلم میخوادش :/ خدایی خیلی حیگر بود حتی تصویرش میاد تو خیالم این شکلی :) میشم داشتم فکر میکردم اگه یه روز زندگی مرفهی نداشته باشم چه جوری میشه تو این جمع موند و سرتو بالا بگیری خیلی سخت میشه ترجیح میدم حضور پیدا نکنم اصلا تا اینکه خیلی متفاوت از اونا حضور پیدا کنم :( + ام...

    ادامه مطلب
  • هعی دلم گرفته از امروز صبح :(

  • نیلوبلاگ

    نگرانشم. :( اگه از اونجا بیرونش کنن اگه بخواد بره سر برجک شیفت بده خیلی اذیت میشه اخه یکی نیس بگه نونت کم بود چی بود که با فرمانده ات دهن به دهن میذاری بهم گفت حالش گرفته است یه چیزی بگم با هر سختی که بود رفتم جوابشو دادم فک کنم این دفعه اس ام اسم دستش رسید ولی کاش نمی رسید اخه خوب توش حرف نزده بودم فک کنم ناراحت شد واس همین جواب نداد :(( گفت یه چیزایی رو نمیگه چون باعث میشه نا امید بشم ازش :( چرا کاری نمیکنه که بهش افتخار کنم ؟ چرا کاری نمیکنه خوشحال شم لبخند بزنم چرا ؟ :((((( + الان رفتم اون وب دیدم غروب اومده کامنت گذاشته دروغ چرا کامنتشو دیدم حس ارامش کر...

    ادامه مطلب
  • همه چیز درست میشه ؛ من مطمئنم :)

  • نیلوبلاگ

    هفته ی پیش این موقع پیشم بود ولی حالا نیست دلتنگی حالت عجیبیه دارم به درد انگشت پام وقتی خورد به بخاری فکر میکنم که چقد اولش درد داشت چقد بالا پایین پریدم ولی در کمتر از پنج دیقه حل شد یا انگشتم که چند دیقه پیش موقع پوست کندن میوه بریدم یه سوزشی داشت ولی بعدش فقط خون بود و از درد خبری نبود این دردا رو میشه یه جوری باهاشون کنار اومد شاید چون زود خوب میشن شاید چون فیزیکین ولی دلتنگی یه جایی تو قلبتو اذیت میکنه یه چیز روحیه نمیشه به زور خودتو مجبور کنی که دلتنگ نباشی یا به زور بخوای فراموشش کنی که دلتنگ نباشی اگه بخوام قشنگ دلتنگی رو توصیف کنم دلتن...

    ادامه مطلب
  • چیزی باید بگم

  • نیلوبلاگ

    - چیزی میخوای بگی ؟ + اره - بگو + - هانیه + ها - بگو دیگه + نمی دونم چی می خوام بگم فقط می دونم میخوام یه چیز بگم - حالت خوبه ؟ + اره... فک کنم - نگرانتم ... خیلی + منم نگرانمم...

    ادامه مطلب
  • هعی :(

  • نیلوبلاگ

    + دارم با خودم کلنجار میرم -خوب .نتیجه ؟ + میگم شاید چون اولین ادمیه که اینقدر بهش نزدیک شدم شاید اولین و تنها کسیه که میشناسمش اینقدر دل کندن ازش برام سخته شاید بقیه هم مثه اون باشن شاید اگه شروع کنیم به فراموش کردن همدیگه واسه جفت مون همه چی راحت تر شه -خوب؟ +امروز گفت یه چیز و حذف میکنه تا از دلتنگیاش کم شه اگه منم حذف شم از دلتنگیش کم میشه :( -خوب پس میخوای بهش کمک کنی ؟ + - هانیه ؟ + -هانیه ؟ + با من حرف نزن ٬ میفهمی ؟ حرف نزن ٬ صدام نکن - باشه...

    ادامه مطلب
  • واقعا برچه اساسی و چرا ؟ :/

  • نیلوبلاگ

    من هنوز متوجه نشدم که بر چه اساسی بعضی پستا رو ثبت موقت میذارم بمونن بعضیا رو ثبت میکنم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دارم سعی میکنم فراموشت کنم | دارم سعی میکنم | هی روزگار | هی خدا | های چت | هعی چ فاز سنگینی | هعی لعنتی | هعی تو | هعی رفیق | هعی دنیا